نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

"خداوندا مبتلا به قومی شده ایم که فکر می کنند خدا جز آن ها کس دیگری را هدایت نکرده است"

در این وبلاگ نقدها، مقالات و اطلاعات مربوط به دنیای انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک قرار داده می شود. هدف ما آگاهی بخشی به مخاطبان این گونه آثار و همچنین تجزیه، تحلیل و بررسی فنی و تخصصی موضوعات مطرح شده است. امیدواریم دوستان از مطالب ارائه شده در این وبلاگ کمال استفاده را ببرند و با دیدی باز و آگاهی کامل به دیدن این آثار بنشینند.

با تشکر مدیریت وبلاگ
A.M Bahamir

آخرین نظرات
پیوندها

Porco Rosso

سه شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۰۵ ب.ظ

پورکو روسو

نام انیمه: Porco Rosso

کارگردان انیمه: Hayao Miyazaki

نویسنده: Hayao Miyazaki

بر اساس طرح Hikōtei Jidai

نوشته  Hayao Miyazaki

استودیو سازنده: Studio Ghibli

 تعداد قسمت: 1 ( 94 دقیقه )

سال انتشار: July 18, 1992

موسیقی:  Joe Hisaishi

فروش: 34 میلیون دلار

دوبلورها: Shūichirō Moriyama ( در نقش Porco Rosso ) ، Akemi Okamura ( در نقش Fio Piccolo )

امتیاز: myanimelist (8/10) ، imdb (7.8/10) ، Metacritic  (83%)، rottentomatoes (% 94)

نام هایائو میازاکی در صنعت انیمیشن سازی جهان آن قدری بزرگ هست که اگر سلطان انیمیشن غرب را والت دیزنی بدانیم باید سلطان انیمیشن سازی شرق را میازاکی در نظر بگیریم. فردی که از اولین اثر خود در سال 1979 یعنی لوپین سه تا سال 2013 که اثر آخر خود باد بر می خیزد را ساخته است همواره توانسته است با آثاری که تولید می کند به جهان نشان دهد که هنر انیمیشن سازی دو بعدی هنوز هنوزه زنده است و استودیو جیبلی همچون موتوری قدرتمند پیکره این صنعت را رو به جلو هل می دهد. حرفی که میازاکی در انیمه پورکو روسو به خوبی آن را بیان می کند چرا که دهه 90 دورانی است که انیمیشن سازی به سوی دنیای دیجیتال و سه بعدی شدن در حرکت است و انیمیشن دو بعدی دیگر جایگاه سابق خود را ندارد. همچون سکانسی که فیو و پورکو درباره هواپیمای قدیمی او صحبت می کنند و تمثیلی است از دنیا انیمیشن سازی دو بعدی و فیلم پورکو روسو که آخرین انیمیشن سنتی است که میازاکی آن را تماما با دست کشیده است.

- این آخرین هواپیما از نوع خودشه

- دیگه کسی با اینا پرواز نمی کنه

- میزارنش خاک بخوره

میازاکی یکی از سه شوالیه استودیو جیبلی است که حیات این استودیو به حیات او گره خورده است. حیاتی که اگر روزی میازاکی نباشد شاید وجود جیبلی نیز بی معنا شود. کارگردانی که همیشه به بهترین نحو ممکن دغدغه های خود را در اثارش به نمایش گذاشته است، از کاراکترهای دختر که فمنیست بودن میازاکی را نشان می دهد تا دغدغه های محیط زیستی او و همچنین عشق و علاقه او به پرواز و صنعت هوانوردی.

میازاکی تقریبا در تمامی اثرهای خود عنصر پرواز را به نمایش گذاشته است اما دو اثر او کاملا به صنعت هوانوردی اشاره دارد. صنعتی که ریشه در زندگی شخصی خود میازاکی دارد و پدر او که صاحب یک کارخانه هواپیما سازی بوده است. دلیلی که نشان می دهد که چرا میازاکی به پرواز علاقه زیادی دارد. پورکو روسو و باد بر می خیزد تو اثری هستند که میازاکی در آن صنعت هوانوردی را دلیلی قرار می دهد برای روایت داستان هایش. داستان هایی که هر دو کاملا ضد جنگ هستند و روایت زندگی انسان ها یا مردمانی هستند که در طول جنگ و پس از آن زندگی کرده اند. پورکو روسو محصول سال 1992 کشور ژاپن و استودیو جیبلی است، اثری ضد جنگ که متقارن با جنگ داخلی کشور یوگوسلاوی و تجزیه شدن این کشور ساخته شده است. جنگی که شاید دلیلی شد تا میازاکی به فکر ساختن اثری بیافتد که به گفته خود او تنها اثری است که او برای مخاطبان بزرگسال ساخته است. میازاکی خود می گوید این اثر را برای مخاطبان بزرگسال ساختم چرا که می خواستم مفاهیمی را بازگو کنم که کودکان از عهده درک آن بر نمی آیند، شاید کودکان امروز نتوانند این اثر من را بفهمند ولی همین کودکان روزی بزرگ خواهند شد و آن موقع می توانند پورکو روسو را درک کنند.

انیمه علاوه بر تم ضد جنگ خود که درباره جنگ جهانی اول و نبرد هواپیماهای آن دوران است نقد بسیار جدی بر تفکر فاشیستی ایتالیا می زند. داستان پورکو روسو در ایتالیای بعد از جنگ جهان اول رخ می دهد، جایی که حکومت فاشیستی در حال به قدرت رسیدن است و خلبان هایی مثل پورکو که زمانی قهرمانان جنگ جهانی اول بوده اند حال با روی کار آمدن دولتی فاشیستی ترجیح داده اند تبدیل به راهزنان هوایی شوند. شخصیت پورکو در انیمه نماد مبارزه با فاشیست نیست بلکه او تنها فردی است که از تفکری فاشیستی دوری می کند و در دیالوگی عجیب نظام فاشیستی درون انیمه را به سخره می گیرد و می گوید ترجیح می دهم یک خوک باشم تا یک فاشیست. نکته ای که شاید گویایی این باشد که اولا چرا میازاکی اولین بار به جای یک کاراکتر دختر برای شخصیت اصلی یک کاراکتر مرد را انتخاب کرده است ( همچون انیمه باد بر می خیزد که در آنجا هم شخصیت اول مرد است ) و دوما نشان دهد که چرا کاراکتر ما یک خوک است تا انسان، در واقع انسانی که تبدیل به خوک شده است. در نماد شناسی حیوان خوک نمادی از ناپاکی و فرو رفتن در تباهی است، شاید ترسیم پورکو به شمایل خوک باز گردد به دورانی که او یک سرباز بوده است. گفته مشهوری درباره سربازانی که به جنگ رفته اند وجود دارد که می گوید زمانی که یک جنگ به اتمام می رسد برای مردم عادی نیز تمام می شود ولی سربازانی که در جنگ حضور داشته اند حتی با اتمام جنگ نیز برای آن ها جنگ تمام نمی شود و آن جنگ را همراه خود به خانه می آورند. این جمله نشان می دهد که جنگ چه اثرات جبران ناپذیری بر روی سربازانی که در درون  آن بوده اند به ارمغان آورده است. حتی اگر آن ها قهرمانان جنگ نیز باشند باز هم دیگر نمی توان آن ها را همان انسان های پاک قبل از جنگ نامید. جنگ سربازان را به تباهی فرو می برد که میازاکی آن تباهی را همچون طلسمی بر پیکره پورکو نشان می دهد. شخصتی که با وجود پایان یافتن جنگ جهان اول هنوز هم نتوانسته است جنگ و خاطرات دردناک آن را فراموش کند. به خصوص سکانسی که پورکو خاطره کشته شدن همرزمانش را تعریف می کند و این که او تنها کسی است که باقی مانده و باید نفرین تبدیل شدن به خوک را با خود حمل کند زیرا که لیاقت رفتن با آن ها را نداشته است. پورکو گویی شباهت بسیار زیادی به بوگارت در فیلم کازبلانکا دارد، چرا که هر دوی آن ها خسته از جنگ در گوشه ای پنهان شده اند تا گذشته خود را فراموش کنند.

شاید خود پورکو و زندگی او دنیایی بسیار جدی باشد ولی دنیایی که درون آن زندگی می کند اصلا جدی نیست. ما در مواجهه با پورکو روسو در ابتدا این ذهنیت را با خود خواهیم داشت که قرار است فیلمی بزرگسال درباره جنگ ببینیم که از نمایش صحنه های دردناک جنگ هیچ ابایی ندارد. اثری که قرار است رنج، سختی ها و مشکلات سربازانی را نشان دهد که در دنیای پس از جنگ زندگی می کنند یا قرار است دنیای خشن و بی رحم راهزنان را ببینیم. ولی انیمه پورکو روسو به هیچ وجه این گونه نیست، در واقع ما بیشتر با اثری کمدی مواجه هستیم تا یک اثر جدی. خبری از خشن بودن یا بی رحمی راهزنان در این اثر نیست بلکه راهزنان پورکو روسو بیشتر شبیه به کمدین های احمقی می مانند که با عینک خلبانی و سیبیل های کلفت هر کاری بلدند انجام دهند به جز راهزنی. سکانس اولیه انیمه که به دزدی دزدان می پردازد و گروگان گرفتن کودکان خردسال کاملا نشان می دهد که این اثر قرار نیست جدی باشد. راهزنانی که از پس چند کودک دبستانی بر نمی آیند و در نهایت هواپیمایشان به دست این کودکان تصرف می شود. این چنین صحنه های با این حجم از کمدی جذاب و اغراق شده شاید بیشتر به این خاطر است که مفهوم انیمه بسیار تلخ تر از آن چیزی است که بتوان درکش کرد و روایت کمدی وار داستان می تواند کمی از حجم این تلخی بکاهد.

شاید اشاره به نکات کوچکی که در فیلم نمایش داده می شوند هم خالی از لطف نباشد، مثلا هواپیماهایی که در انیمه حضور دارند که همگی از روی مدل های واقعی هواپیماهای دوران جنگ جهان اول و دوم ساخته شده اند یا استفاده از نام کمپانی هواپیما سازی مشهور piccolo در ایتالیا که در انیمه استفاده شده است و در آخر نام خود کاراکتر اصلی که مارکو پاگوت نام دارد و از روی نام نیتو و تونی پاگوت پیشگامان صنعت انیمیشن سازی ایتالیا الهام گرفته است که نشان می دهد میازاکی نه تنها یک فیلم ضد جنگ ساخته است بلکه ادای دینی نیز به صنعت هوانوردی و حتی انیمیشن سازی نیز انجام داده است.

نظرات  (۱)

عالی بود
پاسخ:
ممنون از شما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی