نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

"خداوندا مبتلا به قومی شده ایم که فکر می کنند خدا جز آن ها کس دیگری را هدایت نکرده است"

در این وبلاگ نقدها، مقالات و اطلاعات مربوط به دنیای انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک قرار داده می شود. هدف ما آگاهی بخشی به مخاطبان این گونه آثار و همچنین تجزیه، تحلیل و بررسی فنی و تخصصی موضوعات مطرح شده است. امیدواریم دوستان از مطالب ارائه شده در این وبلاگ کمال استفاده را ببرند و با دیدی باز و آگاهی کامل به دیدن این آثار بنشینند.

با تشکر مدیریت وبلاگ
A.M Bahamir

پیوندها

My Hero Academia

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۷ ق.ظ

در جستجوی قهرمان

قبل از شروع نقدم می خواهم به یکی از نقدهای قدیمی خود شما را ارجاع دهم، نقد انیمه One Punch Man که به موضوع بسیار مهمی در دنیای امروز آثار نمایشی از قبیل سینما و تلویزیون می پردازد جلب کنم، آن هم پرداختن به واژه ای به نام قهرمان است. وقتی می گوییم قهرمان منظور ما یک انسان عالی و بدون نقص می باشد که دارای قدرت هایی فرا انسانی است که می تواند به همگی انسان ها کمک کند و دنیا را غالبا از چنگال ضد قهرمان ها نجات دهد.

به نظر شما آیا این تعریف واقعی قهرمان است؟ خیر این تعریفی می باشد که سینما و تلویزیون آن را به ما ارائه می دهد. قهرمان یا hero در زبان انگلیسی در ریشه زبانی خود به معنی دلاور یا پهلوان است. واژه قهرمان یونانی است و در مفهوم "حفاظت و خدمت" ریشه دارد. قهرمان کسی است که از روی اراده و خواسته خویش به خاطر دیگران نیازهایش را زیر پا می ‌گذارد، در اصل مفهوم قهرمان با از خود گذشتگی در ارتباط است. ریشه فارسی واژه ی « قَـهرمان » واژه ی « کَهرمان » استهرمان یا قهرمان پیوندی از « کهر » یا « کار » + « مَن » یا « مان » است . پس قهرمان یا همان کهرمان به معنی « مرد کار » است . منظور از مرد آدمی است . انسانی که کارکن و کارآمد است . کار او بی مانند است. درعربی قهرمان را « بَطَل » می نامند . در انگلیسی واژه ی hero به کار می رود . این واژه یادآور فریادی است که ناخودآگاه آدمی از درون برمی آوَرد. پس hero همان صدایی است که برای آفرین گویی بر زبان می آید. در روانشناختی قهرمان آن چیزی است که به تعبیر فروید اگو نام دارد، قهرمان کسی است که قادر است ورای محدودیت‌ها و خیالات اگو برود در واقع الگوی ساخت قهرمان نمایانگر جستجوی او برای یافتن اگو یا هویت و یگانگی است.

قهرمان پروری به معنی عام خود امروزه توسط سینما و تلویزیون برای مخاطبان ایجاد شده است. جوزف کمبل اسطوره ‌شناس آمریکایی توانست است به الگویی در روایتگری داستان دست یابد که آن را سفر قهرمان می نامند. در ادامه راه کمبل، کریستوفر ووگلر کتاب سفر نویسنده را منتشر ساخت که در آن نظریات کمبل در رابطه با سفر قهرمان را، کامل‌ تر و کاربردی ‌تر تبیین و برای آموزش به هنرجویان در رشته‌ های سینما و داستان‌نویسی آماده کرد. ازاین ‌رو نظریات این دو نفر در رابطه با قهرمان بسیار مهم است. شاید مهم ‌ترین موضوع نوع نگاه آنان به پدیده‌ ی قهرمان باشد. آن‌ها قهرمان را به‌عنوان یک گونه ‌ی شخصیتی مورد مطالعه قراردادند؛ دیرین ‌گونه‌ ی شخصیتی قهرمان. یونگ در نظریات خود به ناخود آگاه جمعی اشاره می‌کند. به زبان ساده هر فردی برای خود، ناخود آگاهی دارد که آن را ناخود آگاه فردی می‌گویند. زمانی که در رابطه با موضوعی افراد مختلف در یک جامعه، نظرات مختلفی نسبت به آن دارند و هرکدام از این نظرات مختصِ یک نفر است، در ناخودآگاه فردی جای می‌گیرد. اما لایه ‌ای عمیق‌ تر از ناخودآگاه فردی وجود دارد و آن زمانی است که تعداد بسیار زیادی از افراد در مقابل یک ‌چیز، همگی واکنش‌ها، ذهنیت‌ ها و رفتارهای یکسانی را ارائه می ‌دهند. البته ریشه این موضوع را می ‌توان در موارد مختلفی چون نحوه ‌ی آموزش و تربیت افراد در کودکی شامل چیزهایی که می ‌بینند، می ‌شنوند، آموزش می ‌بینند و … جست‌ و جو کرد. تمام موارد ذکرشده در ناخود آگاه جمعی جای دارند که محتوای ناخود آگاه جمعی، دیرین ‌گونه‌ ها هستند که در میان جمع کثیری از مردم یکسان می‌ باشند. حال دیرین‌ گونه‌ ها در رابطه با شخصیت این ‌گونه تعریف می‌شوند: گونه‌های قدیمی شخصیت که میراث مشترک بشریت به ‌حساب می‌آیند. همه ‌ی ما در زندگی تجارب بسیار زیادی را کسب کرده‌ ایم، افراد بسیار زیادی را ملاقات کرده ‌ایم، حوادث مختلفی برایمان اتفاق افتاده، نقاشی‌ها و عکس‌های زیادی را دیده‌ ایم، کتاب‌های زیادی را مطالعه کرده‌ ایم، فیلم‌ های فراوانی را دیده و مطالعه کرده‌ ایم و افراد دیگری هم این دست از موارد را تجربه، دیده، مطالعه، ملاقات و حس کرده‌اند که همه و همه ‌ی این‌ها عوامل تشکیل‌ دهنده‌ ی ناخودآگاه جمعی ما هستند. اینجاست که وقتی با تعدادی از افراد در مورد ویژگی ‌های قهرمان صحبت می‌کنید، بدون شک به دیدگاه‌های مشترکی در پاسخ آنان می ‌رسید. باید بدانیم که یکی از دلایل اصلی وجود قهرمان در آثار هنری، ایجاد هم ذات ‌پنداری میان مخاطب و شخصیت قهرمان است. زمانی هم ذات‌ پنداری شکل می‌گیرد که قهرمان خصایص، عواطف و انگیزه‌هایی را داشته باشد که همه‌ی آدم‌ها به طریقی آن‌ها را تجربه کرده و یا با آن‌ها روبه ‌رو شده باشند ، یا آن‌ها را در قهرمان زندگی‌شان دیده باشند و یا خود را قهرمان دانسته و به مشکلاتی برخورده‌اند. پس تمامی انسان ها در سطح کلان تر نیاز به قهرمان دارند در واقع همان انسان برتری که معمولا ساخته ذهن جامعه فرومایه و تهی دست بوده است. مردمانی که به علت محدودیت های بسیار در جامعه و نداشتن قدرت برای بهتر کردن وضعیت زندگی خود قهرمانان را می ساخته اند ، قهرمانانی که جای آنان را می گیرند و به جای آنان خواسته ها، آرزوها و ضعف هایشان را برآورده می کنند به تعبیری بت های که انسان ها می سازند و پرستششان می کنند. می توان گفت انسان ها به قهرمان احتیاج دارند فردی که آرزوها و خواسته های خود را به او نسبت دهند و وی تجلی تمام این آرزوها و خواسته ها باشد و راه درست زندگی کردن را به آنان بیاموزد.

ووگلر قهرمان‌ها را در چند دسته تقسیم بندی می کند :

1 - قهرمان‌ مشتاق : قهرمان های دارای انگیزه بالا، شجاع ، ماجراجو و فعال که همیشه پیشرو در وقایع هستند.

2 - قهرمان بی‌ میل : بدون میل به انجام کاری، پر از تردید و دودلی، منفعل، و گویی نیاز دارد نیرویی از خارج او را برانگیزد یا به درون ماجرا هول دهد.

3 - ضد قهرمان ‌ها : ضد قهرمان سوی مقابل قهرمان نیست، بلکه نوع ویژه ای از قهرمان است، کسی که می ‌تواند از ‌نظر جامعه قانون ‌شکن یا مایه شر باشد، اما مخاطب با او احساس هم‌ ذات پنداری می‌کند و او را دوست دارد. ضد قهرمانذ‌ها دو نوع هستند: نوع اول که شخصیت‌ هایی هستند که خیلی مثل قهرمان ‌های سنتی رفتار می‌کنند، ولی دچار بدبینی شدید یا روحی آسیب‌ دیده هستند و نوع دوم قهرمان‌ های محزون، اشخاصی که مرکزیت داستان اند ولی شاید دوست ‌داشتنی یا تحسین ‌برانگیز برای ما نباشند و کنش‌هایشان نیز برای ما رقت‌انگیز است.

4 – قهرمان های گروه ‌محور : قهرمان هایی هستند که در ابتدا عضوی از یک جامعه یا گروه می باشند که سفرشان برای قهرمان شدن آنان را از این اجتماع و گروه ها جدا می کند و به دنبال ماجراجویی های تکی خود می روند و قالبا بعد از پایان این ماجراجویی ها به گروه یا اجتماع قبلی خود باز می گردند.

5 - قهرمان‌ های گوشه ‌گیر : این نوع قهرمان ها کسانی اند که از جامعه جدا هستند و خصوصیت بارز آن ها دوری جستن از جامعه است، تنهایی و انزوا نیز همیشه همراه این قهرمانان می باشد. برخلاف قهرمان های گروه محور این قهرمان ها از تنهایی شروع به حرکت می کنند به داخل اجتماع کشیده می شوند و بعد از پایان ماجراجویی به تنهایی خود باز می گردند.

6 - قهرمان‌ های کاتالیزگر : اشخاصی که شاید قهرمانانه عمل کنند، اما زیاد تغییر نمی‌کنند زیرا کارکرد اصلی آن‌ها ایجاد تغییر و تحول در دیگران است. آن‌ها همانند یک کاتالیزگر در شیمی عمل کرده و بدون اینکه خودشان دچار تغییر شوند، در یک سیستم ایجاد تغییر می‌کنند. این قهرمان‌ها مثل رنجر تنها یا سوپرمن تغییرات درونی اندکی را متحمل می‌ شوند، اما عمدتا برای کمک به دیگران وارد عمل می‌شوند یا آن‌ها را در مسیر رشدشان هدایت می‌کنند.

و در ادامه برای قهرمان ها و حرکتشان در مسیر قهرمان شدن سفر دوازده مرحله ای را ترسیم می کند:

1 - دنیای عادی: خانه و مأمن قهرمان، جایی که در آن احساس آرامش و آسوگی می کند.

2 - دعوت به ماجرا: برهم زدن آسایش و امنیت دنیای عادی قهرمان، او را در برابر مسئولیتی خطیر قرار می دهد.

3 - رد دعوت: قهرمان در ابتدا به خاطر ترس و ناامنی سفر از پذیرش دعوت سرباز می زند.

4 - ملاقات با استاد: قهرمان با استاد یا پیردانا ملاقات می کند تا به اعتماد و اطمینان برسد.

5 - عبور از نخستین آستانه: قهرمان سرانجام می پذیرد که تن به سفر دهد.

6 - آزمون ها، متحدان، دشمنان: برای عبور از آستانه، قهرمان با دوستان، دشمنان و آزمون های مختلفی مواجه می شود.

7 - راهیابی به ژرف ترین غار: قهرمان باید آمادگی و امکانات لازم برای گذر از سخت ترین مرحله ی سفر را داشته باشد.

 8 - آزمایش: جایی که قهرمان با ترسناک ترین ترس ها یعنی مرگ، مواجه می شود و در برابر دشوارترین چالش ها قرار می گیرد.

9 - پاداش: او بر مرگ غلبه می کند و آن را شکست می دهد.

10 - مسیر بازگشت: قهرمان سفر خود را کامل می کند و راه بازگشت به دنیای عادی یعنی خانه، را پیش می گیرد.

11 - تجدید حیات: قهرمان دشوارترین مواجهه اش با مرگ را پشت سر می گذارد، این واپسین آزمون مرگ و زندگی اوست، جایی که قهرمان از نو متولد می شود، رستاخیز اوست.

12 - بازگشت با اکسیر: واپسین پاداشی که قهرمان به دست می آورد، تولد دوباره ی او. او دیگر پاک و تطهیر شده است و حق بازگشت به خانه را دارد. 

حال ما به این سوال می رسیم که به‌ طورکلی چرا قهرمانان به وجود می‌آیند؟ همه‌ ی انسان‌ها در جوامع مختلف با مشکلاتی مواجه هستند. برای مثال، با توجه به اوضاع به‌ شدت خراب اقتصاد جهانی، برخی همواره با مسائلی چون فقر و بیکاری روبه‌ رو هستند و با آن دست ‌و پنجه نرم می‌کنند. برخی دیگر با توجه به همین مسئله، وارد وادی خلافکاری، دزدی و یا حوزه‌ ی مواد مخدر می ‌شوند، کسانی که باید دوباره مسیر و سمت ‌و سوی زندگی خود را بیابند و به همین دلیل نیاز دارند تا کسی به آن‌ها تشری بزند. برخی به دلیل پیشرفت ‌های بسیار خارق ‌العاده تکنولوژی و گسترش فضای ارتباطات، با پدیده‌ی تفرد مواجه شدند. پدیده‌ای بسیار خطرناک که تنها یکی از پیامدهای آن این است که افراد دیگر خود را در جامعه نمی‌بینند و ممکن است به ‌طور کامل ارتباط خود را با دیگران و جامعه قطع کنند. برخی دنبال کنندگان مسائل سیاسی هستند، مدام در ذهن خود با تحلیل‌ها و احتمال وجود توطئه ‌ها و یا آگاهی از حمله ‌ای که قرار است به وقوع بپیوندد رو به ‌رو هستند. در واقع این افراد در دنیای بی‌ سروته سیاست گم ‌شده و نیاز است تا با پیروی از نظرات فرد خاصی، با خیال آسوده‌ تری زندگی کنند. برخی دیگر در زندگی خود به پوچی رسیده‌اند و به قولی دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. آن‌ها با زندگی بیگانه شده ‌اند و هیچ‌ چیز برایشان مهم نیست. این افراد نیاز دارند تا به نگاه هستی شناختی جدیدی برسند و دنیا را مجدد برای خود معنا کنند. پس وجود قهرمان ها برای معنا دادن و راهنمایی کردن این قبیل انسان ها در زندگی خود امری ضروری می باشد.

My Hero Academia از آن دست آثاری است که ما را با دنیای قهرمانان آشنا می کند ، دنیایی که قهرمان ها در آن تقریبا همه کاره دنیا می باشند و تقابل قهرمان ها با ضد قهرمان ها روایت کلی داستان را شکل می دهند. کشمکشی بین دنیای خیر و شر در قالب انیمه ای جذاب برای مخاطبان نوجوان و جوان. My Hero Academia از آن دست آثاری است که می تواند مخاطبانی فراتر از کشور ژاپن را به سمت خود جلب کند و با داشتن تم قهرمانی و قهرمان پروری و وجود قهرمان های زیاد با قدرت های متفاوت همانند نمونه های غربی خود چون لیگ عدالت، انتقام جویان می تواند رقابت جالبی را با آثار غربی به نمایش بگذارد. My Hero Academia نیز مثل تمام محصولات انیمه ای ژاپن حاصل یک صنعت سرگرمی است که از حلقه اول آن یعنی مانگا آغاز می شود و به انیمه و بازی های ویدئویی خاتمه می یابد. مانگای این اثر توسط یکی از مانگا کارهای کمتر شناخته شده ژاپن به نام Kōhei Horikoshi نوشته و طراحی شده است ، مانگاکاری متولد 1986 و فارغ التحصیل شده از دانشگاه هنر   Nagoyaژاپن. مانگای آکادمی قهرمانی جزو یکی از 5 اثر این مانگاکار جوان می باشد که برجسته ترین اثر وی نیز محصوب می گردد. این اثر تا به امروز در 14 جلد و 143 چپتر نوشته و از تاریخ 7 جولای 2014 در مجله Weekly Shonen Jump به چاپ رسیده است. داستان مجموعه درباره دنیایی می باشد که هر انسان با یک توانایی خاص به دنیا می آید که اختصارا به این توانایی کوسه گفته می شود و همگی انسان ها انواع مختلفی از این کوسه ها را دارا می باشند. در چنین دنیایی فردی به نام Izuku Midoriya زندگی می کند که فاقد کوسه است و جزو معدود انسان هایی که هیچ توانایی ندارند ولی با وجود نداشتن کوسه او علاقه زیادی به دنیای قهرمان ها دارد و می خواهد روزی تبدیل به قهرمان شود. بر اساس مانگای My Hero Academia انیمه و بازی ویدئویی نیز ساخته شده است. انیمه این مجموعه تا به امروز در دو فصل و توسط شبکه های JNN و NNS به پخش رسیده است و همچنان پخش آن ادامه دارد. این مجموعه محصول استودیوی Bones و به کارگردانی Kenji Nagasaki و موسیقی Yuki Hayashi به تولید رسیده است و از تاریخ 3 آپریل 2016 نیز پخش آن آغاز گردیده است. از اثاری که تا به حال توسط این کارگردان ساخته شده اند نیز می توان به انیمه No.6 و Classroom☆Crisis اشاره کرد، و دوبلورهایی همچون Yamashita, Daiki ( در نقش Midoriya, Izuku ) ، Miyake, Kenta ( در نقش All Might ) و Okamoto, Nobuhiko ( در نقش Bakugou, Katsuki ) نیز به صدا پیشگی در این پرداخته اند.

دنیای انیمه My Hero Academia به دو بخش عمده تقسیم می گردد ، یک بخش مردمانی با کوسه ضعیف که عملا فاقد کارایی خاصی است همچون مردم معمولی و بخش بعدی افرادی با کوسه قوی و خاص که خود به دو بخش شخصیت های قهرمان و ضد قهرمان تقسیم می شود. بحث قهرمان و ضد قهرمان در انیمه My Hero Academia بسیار خاص مطرح می گردد همچون انیمه  One Punch Man چون در هر دوی این دنیاها افراد به راحتی قابلیت تبدیل شدن به قهرمان را دارند، یعنی ذات قهرمانی در آن ها وجود دارد چیزی که در دنیای واقعی هم قابل استناد است، که همگی انسان ها نیز در درون خود یک من قهرمان و یک من ضد قهرمان دارند و می توانند به یکی از این دو نقش در زندگی خود برسند. وجود کوسه در دنیای انیمه این امر را امکان پذیر کرده که افراد دیگر در موارد خاص قابلیت قهرمان بودن را بدست نیاورند، منظور از این اتفاق خاص همان چیزی است که اغلب در سینمای قهرمان پرور هالیوود شاهد هستیم که افراد در برخورد با یک عامل بیرونی تبدیل به قهرمان می شوند به طور مثال مردعنکبوتی که با نیش عنکبوت قهرمان می شود. نیش عنکبوت یک عامل بیرونی محسوب می گردد که با پیوند خوردن با قهرمان داستان به او قابلیت های ابر قهرمانی می دهد. البته نباید فراموش کرد که این قابلیت در بعد منفی خود نیز قابل ارجاع است آن هم برای ضد قهرمان ها. پس ما در عمل با داستان و دنیایی در My Hero Academia روبرو هستیم که پر است از شخصیت های که قهرمان هستند با تنوع بسیار زیاد و در مقابل ضد قهرمان های بیشماری که رو به روی قهرمانان قرار می گیرند. دنیایی کاملا شلوغ که کاملا شبیه همتایان غربی خود چون مارول و دی سی عمل می کند، قهرمانانی پر تعداد در مقابل ضد قهرمان هایی پرتعداد تر از خود قهرمان ها و نمایش کنش ها و واکنش های میان این دو طیف که گاهی حوصله سر بر نیز می شوند.

نقدی که همیشه بر دنیای قهرمانی ترسیم شده توسط مارول و دی سی وارد می شود این است که این دنیای ابر قهرمانی بیش از اندازه بزرگ، متنوع و گیج کننده است. وجود تعداد بالای قهرمان ها و ضد قهرمان ها و همچنین وجود دنیاهای متعدد و خط های زمانی بسیار که گاها تعدادشان به بالای صد عدد نیز میرسد نقدی است که همیشه به این دنیاها وارد می شود. شخصیت ها و قهرمان هایی که ساخته می شوند و در چند قسمت استفاده می گردد ولی به علت تعدد بالای شخصیت های قهرمانی در بین این حجم عظیم قهرمان گم می شوند که این خود باعث سردرگمی مخاطبان علاقه مند به قهرمان ها می شود ، چه بسا بسیاری از علاقه مندان جدید به این قهرمان ها حتی زده نیز بشوند از این حجم بالای قهرمان ها.

کوسه این قابلیت را به هر شخصیت داخل داستان می دهد که پتانسیل قهرمان شدن را به دست آورد اما کوسه به تنهایی نمی تواند یک قهرمان را بسازد و در این جاست که انیمه محوریت اصلی داستان را به نمایش می گذارد و آن مدرسه ای برای آموزش و پرورش قهرمان هاست، دبیرستان U.A یا آکادمی قهرمانی U.A که محلی است برای ورود نوجوانانی که آرزو دارند که تبدیل به قهرمان شوند. وقتی شما دنیایی دارید که همگی افرادش قدرت و توانایی خاص دارند پس حتما باید سیستمی نیز داشته باشید تا این توانایی ها را در مسیر درست هدایت کند و به آن ها جهت دهی مناسب را ارائه دهد. آکادمی U.A دقیقا چنین کاری را انجام می دهد ، وظیفه این مدرسه پرورش نسل بعدی قهرمان هایی است که قرار است جایگزین قهرمان های فعلی شوند و وظیفه حفاظت از جامعه را در مقابل افراد شرور و ضد قهرمان برعهده گیرند. نسل جدید قهرمان ها در این مدرسه یاد خواهند گرفت که چگونه از قدرت خود استفاده کنند و وظیفه آموزش دادن به این قهرمان های جوان نیز برعهده قهرمان های فعلی جامعه است. سیستمی کاملا مشابه با سیستم آموزشی فعلی در دنیای واقعی. در چنین فضای شخصیت اصلی داستان یک فرد بدون کوسه است ، افراد بدون کوسه بسیار نادر هستند و کاملا یک انسان عادی اند. میدوریما با وجود نداشتن کوسه علاقه بسیاری به قهرمان ها دارد و در تجزیه و تحلیل قدرت ها و توانایی های هر کدام از قهرمان ها بسیار ماهر است. ولی به علت نداشتن کوسه آرزوی دیرینه خود یعنی تبدیل شدن به قهرمان محبوب خود یعنی آلمایت را نمی تواند جامعه عمل بپوشاند. آلمایت محضر عدالت و مبارزه با جرم و جنایت در دنیای انیمه است، قهرمانی خوش تیپ، با فیزیک مناسب، قدرت خارق العاده، شجاعت بی نظیر و تقریبا تمام صفات ایده عالی که یک قهرمان تحت تعریف هالیوود باید دارا باشد را داراست. یک نسخه ژاپنی از قهرمانان هالیوودی نظیر سوپرمن و کاپیتان آمریکا. آلمایت در واقع همان مقصد نهایی تمام قهرمانانی است که در این دنیا وجود دارند و همچنین حد نهایی که قهرمانان تازه کاری که وارد آکادمی قهرمانی شده اند برای خود متصور می شوند. آلمایت همان قهرمانیست که دنیا به اون احتیاج دارد حتی اگر در آن دنیا تمامی انسان هایش خودشان قهرمان باشند. شعاری که آلمایت برای خود دارد و اتفاقا اسم قدرت او نیز هم هست به همین معنی مباشد ، One for all یا یکی برای همه ، یعنی قهرمانی برای همگی انسان ها.

برخورد آلمایت و میدوریما نقطه شروع داستان می باشد ، جایی که آلمایت به خاطر بیماری دیگر توان گذشته را ندارد و به دنبال کسی می باشد که با انتقال قدرت خودش به او راه قهرمانی خودش را تداوم ببخشد. به همین دلیل آلمایت بخشی از قدرت خود را به میدوریما انتقال می دهد و او را آموزش می دهد تا به آکادمی قهرمانان راه یابد و بتواند راه قهرمان شدن رو بپیماید. در واقع حرکت میدوریما در راه قهرمان شدن همان جستجوی او برای یافتن اگو یا هویت و یگانگی است که او به عنوان یک قهرمان به آن نیاز دارد. او باید در این راه قدرت خود را بشناسند چون تا به حال بدون قدرت زندگی کرده است و حال باید یاد بگیرد که قدرت او چیست و چه قابلیت هایی دارد و چگونه باید از آن استفاده کند، بدون آن که به خود یا دیگران آسیب برساند. در این راه میدوریما باید دوستانی را پیدا کند، دوستانی که او را در این سفر قهرمان گونه همراهی کنند و همراه با آنان به مبارزه با ضد قهرمان ها بپردازد.

چرایی این که چرا ساختن و پرداختن به آثاری با محوریت قهرمان ها و قهرمان پروری در سینمای جهان تا به این حد زیاد گشته است و ما شاهد رویکردی هستیم که هر ساله در هالیوود که بزرگترین صنعت سینما و قهرمان سازی را در اختیار دارد شاهد اکران حداقل 10 فیلم سینمایی مربوط به این قهرمانان تخیلی و فانتزی هستیم. این شاید دلیل ساده ای داشته باشد و آن این است که مخاطبان می پسندند! بله در دنیای امروز که دنیای تکنولوژی و پیشرفت است ما دیگر شاهد قهرمان های واقعی در دنیا نیسیتم و یا حداقل بسیار کم شاهد هستیم و وجود خلع قهرمان در زندگی جوانان امروزی یکی از مهمترین دلایل وجود این همه قهرمان های مختلف است. البته نباید غافل شد از این که پرداختن به قهرمان ها یکی از بزرگترین شاخه های صنعت سرگردمی در دنیاست که هر ساله قابلیت جا به جایی مقدار قابل توجی سرمایه در کمپانی های سازنده و صنایع مربوط به آن ها را دارا می باشد. وجود این دلایل و همچنین خواست مخاطبان برای سرگرم شدن با این قهرمان های تخیلی و حس همذات پنداری با این قهرمان ها که شاید روزی یکی از این قهرمان ها بتواند زندگی من را نجات دهد شاید چند دلیل از دلایل بسیار زیاد وجود قهرمان ها در سینما باشد. قهرمان ها این خصوصیت را در خود دارند تا در ما احساس برافراشتگی ایجاد کنند، زخم‌های روانی ما را التیام بخشند، به ما در ارتباط داشتن با اطرافمان کمک کنند، به ما نشان دهند چگونه زندگی خود را تغییر دهیم و در انتها می توانند از ما قهرمان بسازند. تمام کارهایی که امروزه قهرمان های خیالی در سینما به ما یاد می دهند ، روزی توسط قهرمان های واقعی به ما آموخته می شدند، قهرمان هایی که امروزه شاید جای خالیشان بیشتر از همه در زندگی همگی ما احساس می شوند. قهرمان هایی عادی و از جنس خودمان ، نه قهرمانانی خیالی با توانایی های مافوق بشری !

مردم به قهرمان نیاز دارند؛ چون آن‌ها زندگی ‌ها را نجات می‌دهند یا سعی می‌کنند آن ‌را بهتر کنند و از همه مهم ‌تر آن‌ها الهام‌ بخش هستند. آن‌ها کمبودهای ما را جبران می‌ کنند و برای دردهایمان در زندگی مرهم هستند ولی اساسی ‌ترین سؤالی که پیش می‌آید این است، آیا زندگی آن است که ما همیشه به دنبال قهرمانمان بگردیم؟! به نظر من که این نوع زندگی توهمی بیش نیست نظر شما چیست؟

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی