نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

"خداوندا مبتلا به قومی شده ایم که فکر می کنند خدا جز آن ها کس دیگری را هدایت نکرده است"

در این وبلاگ نقدها، مقالات و اطلاعات مربوط به دنیای انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک قرار داده می شود. هدف ما آگاهی بخشی به مخاطبان این گونه آثار و همچنین تجزیه، تحلیل و بررسی فنی و تخصصی موضوعات مطرح شده است. امیدواریم دوستان از مطالب ارائه شده در این وبلاگ کمال استفاده را ببرند و با دیدی باز و آگاهی کامل به دیدن این آثار بنشینند.

با تشکر مدیریت وبلاگ
A.M Bahamir

آخرین نظرات
پیوندها

Mary and the Witch's Flower

چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۵۸ ب.ظ

ماری و گل جادوگر

نام انیمه: Mary and the Witch's Flower

کارگردان : Hiromasa Yonebayashi

نویسنده: Hiromasa Yonebayashi

بر اساس طرح The Little Broomstick اثر Mary Stewart

استودیو سازنده: Studio Ponoc

 تعداد قسمت: 1 ( 103 دقیقه )

سال انتشار: 2017

موسیقی: Takatsugu Muramatsu

فروش: 41 میلیون دلار

دوبلورها: Hana Sugisaki ( در نقش Mary Smith) ، Yūki Amami ( در نقش Madam Mumblechook)

امتیاز: imdb (6.8/10) ، Metacritic  (75%)، rottentomatoes (% 86)

وقتی به استودیو جیبلی و افرادی که در آن کار می کنند نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که چه نام های بزرگی در این استودیو کار می کنند و حتی کار کرده اند. یون بایاشی از آن دست کارگردانانی است که زندگی هنری خود را با استودیو جیبلی و اثر معروف پرنسس مونونوکه آغاز کرده است و در این استودیو تبدیل به یک چهره شد و در نهایت از جیبلی جدا شد تا رویایی تولید آثار خود را در استودیوی خودش دنبال کند. همچون میازاکی که او نیز به دنبال همین آرزو بود. این کارگران در سال 2015 و بعد از اعلام بازنشستگی میازاکی از استودیو جیبلی و معلوم نبودن سرنوشت این استودیو در آینده به همراه یوشیاکی نیشیمورا که در استودیو جیبلی تهیه کننده بود از این استودیو جدا شدند و به دنبال تاسیس استودیو خود رفتند. استودیو پونوکو حاصل کار این زوج بود که تا به امروز توانسته است دو اثر را تولید کند. ماری و گل جادوگر و قهرمانان مدرن دو اثری هستند که در این استودیو جدید التاسیس ساخته شده اند. یون بایاشی خود تجربه ساخت آثار خوبی را در جیبلی داشته است، از جمله دنیای مخفی آریتی و زمانی که مارنی آنجا بود. آثاری که نشان می دهند یون بایاشی کارگردان خوبی است. اما اثر اول او در استودیو پونوکو یعنی ماری و گل جادوگر تنها شبحی از آثار یون بایاشی است، اثری که هیچ حرفی برای گفتن ندارد.

ماری و گل جادوگر انیمه است که بر اساس اقتباسی از داستان The Little Broomstick نوشته خانوم ماری استوارت ساخته شده است. خانوم استوارت یکی از معروفترین نویسندگان سبک رمانتیک و تاریخی است که به گفته گاردین وارث نویسندگان بزرگی همچون جین استین و شارلوت برونته می تواند باشد. خانوم استوارت عمده آثار خود را در ژانر بزرگسال به رشته تحریر در آورده است اما معدود آثاری نیز برای کودکان نوشته است که The Little Broomstick یکی از همین داستان ها است که هم یون بایاشی برای اثر ماری و گل جادوگر و هم میازاکی برای سرویس تحویل کیکی از روی آن اقتباس انجام داده اند. در دهه های 50 و 60 میلادی در سینماهای جنوب لس آنجلس اصطلاحی در بین مردم شکل گرفت با عنوان چند فیلم با یک بلیط، این اصطلاح که درباره خرید یک بلیط و دیدن چند فیلم پشت سر هم بود در این دهه ها بسیار رونق گرفت. آثاری که در این مدل از پخش فیلم معمولا برای مخاطبان پخش می گردید آثاری درجه سه و به اصطلاح فیلم های تین ایجری یا زد مووی ها بودند. آثاری با کیفیت پایین و تنها برای سرگرم کردن مردم که عموما تجاری نیز بودند. بگذارید در همین ابتدا تکلیف خود را با انیمه ماری و گل جادوگر روشن کنیم، این اثر چند فیلم با یک بلیط است.

ماری و گل جادوگر ترکیبی کپی شده ای از آثار میازاکی همچون سرویس تحویل کیکی، قلعه متحرک هاول، باد بر می خیزد، همسایه من توتورو است و علاوه بر آن ارجاعات و کپی های بسیاری نیز از دنیای جادوگری داستان هری پاتر انجام داده است. شباهت بسیار زیاد این انیمه به آثار استودیو جیبلی در نگاه اول همگی ما را به شک خواهد انداخت که انگار این اثر در استودیو جیبلی و توسط میازاکی ساخته شده است. ولی با کمی جستجو می توان فهمید که این اثر به هیج وجه در سطح آثار جیبلی یا حتی خود میازاکی نیست. بلکه تنها تقلیدی از آثار میازاکی است، یک اثر فیک. بعد از سال 2015 و اعلام بازنشستگی میازاکی یون بایاشی و نیشیمورا که از کارکنان جیبلی بودند استودیو خود را با هدف ادامه دادن راه جیبلی و جایگزین کردن استودیو خود به جای نام جیبلی آغاز کردند و انیمه ماری و گل جادوگر قرار بود ادامه دهنده راه جیبلی باشد. ما در انیمه با دو دنیای متفاوت روبرو هستیم، یک دنیای عادی و کلاسیک همچون آثار رئال استودیو جیبلی و در دنیای دوم با دنیای جادو و فانتزی روبرو می شویم که باز هم همچون آثار فانتزی جیبلی است. ماری که کاراکتر اصلی ما است یک دختری با موهای قرمز است که از موهایش متنفر است ( ارجاع به آن شرلی تاکاهاتا ) و برای دلیل نامعلومی به خانه مادر بزرگ خود آمده است. او بعد از دنبال کردن یک گربه سیاه و پیدا کردن اتفاقی یک گل که قدرت جادویی زیادی دارد ناگهان دارای قدرت جادویی شده و با جاروی قدیمی که در جنگل رها شده است به سوی دنیای و مدرسه جادوگری حرکت می کند. سفری که کاملا اتفاقی و گاها بدون هدف و دلیل است. تا به همین جای داستان می توانیم بفهمیم که این اثر تا به چه حد از فقدان هویت رنج می برد. هر اثر برای خود دارای هویت و شخصیتی است، به طور مثال شما در انیمه سرویس تحویل کیکی اگر به شما عکس سیاه و سفید یک دختر جادوگر که همراه با گربه اش بر روی یک جارو نشسته است را بدهند به طور قطع می توانید حدس بزنید که این اثر مال میازاکی و نامش سرویس تحویل کیلی است. اما اگر همین کار را با انیمه ماری و گل جادوگر انجام دهید به نظرتان می توانید حدس بزنید که این انیمه ماری و گل جادوگر است؟

هویت همان چیزی است که ماری و گل جادوگر از نبود آن رنج می برد و نبود هویت اثر را تبدیل به یک کلیشه ناموفق و مسخره تبدیل کرده است. از کپی گربه ای که همراه با ماری است که در سرویس تحویل کیکی آن را دیده ایم یا حتی در داستان آلیس در سرزمین عجایب که یک خرگوش باعث ورود آلیس به آن سرزمین می شود یا حتی جغدی که هری پاتر همراه خود دارد. تا کپی مدرسه جادوگری داخل انیمه از روی مدرسه جادوگری داستان هری پاتر و البته ارجاعی به قلعه متحرک هاول که انگار شما در حال دیدن هری پاتر در مدرسه هاگزوار هستید تا ماری در مدرسه جادوگری درون اثر. این کپی به قدری شما را دلسرد می کند که حتی صحنه مواجه شدن ماری با مدیر مدرسه یا چیدمان داخل اتاق مدیر نیز کاملا شبیه به داستان هری پاتر است و البته خود شخصیت ماری که انگار تقلیدی از شخصیت های دختر قوی درون داستان های میازاکی است که با قدرت و شجاعت خود می خواهد به هدفشان دست پیدا کنند. ولی ماری نه تنها دختری قوی بلکه دختری معمولی است که تنها با بروز یکسری اتفاقات پشت سر هم رو به جلو حرکت می کند و در انتهای داستان نیز تنها انگیزه او نجات شخصیت پسر داستان است. شخصیتی که بود و نبودش در اثر جای سوال دارد.

ماری و گل جادوگر نشان داد که یون بایاشی انگار با جدا شدنش از جیبلی افت بسیاری کرده است و شاید در تمام دوران کاری اش در جیبلی این نام استودیو بوده است که توانسته است اثار او را قابل قبول کند و یون بایاشی بدون نام جیبلی گویی یک کارگردان درجه چندم ژاپنی بیشتر نیست. ماری و گل جادوگر شاید در زمینه طراحی و ساختار داستان خوب عمل کرده باشد ولی کپی های بسیار این اثر از باقی آثار ماری و گل جادوگر را از یک اثر متوسط رو به بالا به اثری کپی و فیک تبدیل کرده است. اثری که انگار آن چه گذشت استودیو جیبلی است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی