نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

"خداوندا مبتلا به قومی شده ایم که فکر می کنند خدا جز آن ها کس دیگری را هدایت نکرده است"

در این وبلاگ نقدها، مقالات و اطلاعات مربوط به دنیای انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک قرار داده می شود. هدف ما آگاهی بخشی به مخاطبان این گونه آثار و همچنین تجزیه، تحلیل و بررسی فنی و تخصصی موضوعات مطرح شده است. امیدواریم دوستان از مطالب ارائه شده در این وبلاگ کمال استفاده را ببرند و با دیدی باز و آگاهی کامل به دیدن این آثار بنشینند.

با تشکر مدیریت وبلاگ
A.M Bahamir

آخرین نظرات
پیوندها

91 Days

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۵۳ ب.ظ

صدای رگبار تامسون

با خودتون تصور کنید که تو یه خیابان تاریک با چراغ هایی به فاصله زیاد که روشنایشان گاهی سو سو می زند در حال حرکت هستید که ناگهان یک فورد مدل 1930 از کنارتان رد می شود و صدای رگبار تامسون به گوشتان می خورد و بعد خیابان تبدیل به صحنه ی جنگی می شود بین خانواده هایی که خود را مافیا می نامند. این روایت دورانی است که دنیا با پول و اسلحه گردانده می شد دوران مافیا.

فیلم پدرخوانده بهترین نمایشی بود که می توان از چهره واقعی خانواده های مافیایی به تصویر کشید و زندگی آنان را به نمایش گذاشت انسان هایی که تقریبا کنترل همه چیز در اختیار آنان است ، از کوچه و خیابان های شهرها تا حتی سطوح بالای مدیریتی دولت ها همه و همه تحت یک نام و برای یک هدف فعالیت می کنند و آن مافیاست.

امروزه لغت مافیا برای هر گروه جنایتکار که به صورت سازمان یافته فعالیت می کنند استفاده می شود حالا چه این سازمان ها خشن و مسلح باشند یا اصلا با جرم و جنایت سروکار نداشته باشند مثل مافیای ارز، زمین و ...

اگه بخوایم به گذشته مافیا برگردیم باید این لغت را میراث جزیره ای در دریای مدیترانه به نام سیسیل و جزوی از کشور ایتالیا بدانیم در اصل مافیا از ایتالیا شکل گرفته و بعد ها بقیه نقاط دنیا هم انتشار یافته است . در شناخت مافیا این نکته مهم است که مافیا تنها یک سازمان جنایتکار نیست بلکه متشکل از چندین خانواده است که با اتحاد یکدیگر مافیا را به وجود آورده اند.

هر گروه مافیا از چندین گانگستر تشکیل شده است که به اسم خانواده شناخته می شوند تعداد افراد خانواده معمولا بین 10 تا 100 نفر به بالا می باشد.



درخت خانواده ی مافیا : رئیس ( Boss ) ، مشاور ( Con sigliere ) ، معاون رئیس ( under boss ) ، اعضای درجه بالای خانواده ( capo ) ، سربازان       ( Soldiers )  و شرکا ( Associates ) .

رهبر هر خانواده به عنوان رئیس  یا dan نامیده می شود . همه ی تصمیمات اصلی و بزرگ توسط رئیس گرفته می شود و پولی که توسط خانواده به دست می آید ، نهایتاً به او داده می شود .مقام رئیس برای حل کردن جدال ها و نگه داشتن هر کس در مسیر خودش نیاز است .

دقیقاً درپایین مقام رئیس ، معاون او  قرار دارد . معاون رئیس در مرتبه ی دوم از لحاظ فرماندهی قرار می گیرد، اگر چه میزان قدرتی که او در اختیار دارد ، نوسان دارد .

برخی از معاون ها جدالها را بدون درگیر کردن رئیس حل می کنند . بعضی از انها را آماده می کنند تا جانشین رئیس شوند ، (اگر که رئیس پیر باشد یا احتمالاً به زندان برود . )

درپایین تر از معاون رئیس ، چندین capo وجود دارد . تعداد این افراد بسته به بزرگی و گستردگی خانواده ، متفاوت است . یک capo همانند یک ستوان عمل می کند و قسمت مربوط به خودش از کل خانواده را ، هدایت می کند . او فعالیت های ویژه ای دارد که به آنها عمل می کند . قلمرو یک capo ممکن است به صورت جغرافیایی تعیین شود.

یا به وسیله ی مکان های خوشگذرانی که درست می کند. راز موفق بودن به عنوان یک capo ، پول ساز بودن است . او مقداری از پول حاصل را به عنوان درآمد خود بر می دارد و بقیه را به رئیس و معاونش می دهد .

" کارهای کثیف " توسط سربازان انجام خواهد شد . یک سرباز کم رتبه ترین عضو رسمی مافیا است . آنها قسمتی از خانواده هستند ، اما آنها قدرت کمی دارند و نسبتاً پول کمی هم در می آورند . تعداد سربازانی که در اختیار یک capo قرار دارد ، می تواند به طرز عجیبی و البته ترسناکی زیاد باشند .

علاوه بر سربازان ، مافیا از شرکا یا همکاران کمکی هم استفاده می کند . آنها اعضای واقعی خانواده نیستند ، اما با سربازان و capo ها همکاری می کنند و در اقدامات مختلف جنایی شرکت می کنند . یک همکار کسی است که به طور ساده با اوباش کار می کند که شامل یک سارق ، قاچاقچی مواد مخدر ، وکیل ، سرمایه گذار بانک ، افسر پلیس یا یک سیاستمدار می شود .

در خانواده یک قسمت دیگر هم وجود دارد که تا حدی افسانه ای است . " مشاور " . مشاور جزء سلسله مراتب خانواده نیست . منظور از وجود چنین کسی ، عمل کردن به عنوان یک نصیحت گر و کسی که تصمیمات بی طرفانه ای بر اساس انصاف می گیرد بیشتر از احساسات یا دشمنی خونی با کسی . برای این جایگاه به طور مشترک توسط اعضای خانواده رای داده می شود . بیشتر از اینکه توسط رئیس کسی به این مقام منصوب شود . در حقیقت ، مشاور بعضی وقتها منصوب می شود و همیشه هم بی طرف نیست .

مافیا یک سازمان نیست و هیچ رهبر کلی هم برای مافیا وجود ندارد در واقع مافیا اصطلاحی برای معرفی گروه های گانگستری می باشد. معمولا گروه های مافیایی بر طبق منطقه ای که در آن شکل گرفته بودند یا بر اساس نام خانوادگی رئیس خانواده شناخته می شوند مثلا مافیای سیسیل که از جزیره سیسیل ریشه گرفته است، مافیای کالابریان که از منطقه کالابریان شروع به کار کردند، خانواده های نیویورک که بر اساس نام رئیس خانواده شکل گرفته اند بونانو، لوچیز و ...

 


برای درک بهتر من چند نمونه از بزرگ ترین گروه های مافیایی رو براتون معرفی می کنم :

یاردی های بریتانیا- جامائیکا

مافیای بریتانیا-جامائیکا (یاردی) مهاجرانی هستند که در دهه 1950 میلادی به وجود آمدند و در بریتانیا مشغول کارهای خلاف شدند. تجارت مواد مخدر، اسلحه و تیر اندازی در وسط خیابان در روز روشن، از عمده فعالیت های این گروه است. رتبه نهم جدول به خاطر عدم توان تعامل این مافیا با ماموران امنیتی محلی و قضایی به آنها داده شده است. پلیس بریتانیا خریدنی نیست.

 

مافیای آلبانی

مافیای آلبانی بیشتر از سازمان های بزهکار و خلاف کار مستقر در این کشور تشکیل شده است. این گروه در ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی فعالیت دارد. فعالیت مافیای آلبانی در دهه 1980 میلادی، شکل بین المللی به خود گرفت. فعالیت این گروه بیشتر به مواد مخدر خلاصه شده و آنها به انتقام سخت گرفتن مشهور هستند.

 

مافیای صربستان

مافیای صربستان اکنون در بیش از 10 کشور دنیا  از جمله آلمان، ایالات متحده، فرانسه و ... فعالیت دارد. از جمله فعالیت آنها می توان به قاچاق مواد مخدر، قتل های سفارشی، اخاذی، قمار و دزدی اشاره کرد. 3 گروه اصلی با نام های "وزدواچ"، "سورچین" و "زمون" شالوده اصلی این مافیا را تشکیل می دهند.

 

مافیای اسرائیل

مافیای اسرائیلی در بسیاری از کشورهای جهان فعالیت می کند. فعالیت اصلی این مافیا، مواد مخدر و فحشا است. همزیستی و تعامل مافیای اسرائیلی و مافیای روسی در ایالات متحده کاملا شهرت دارد. تفاوت بارز مافیای اسرائیلی با دیگر گروهک های مافیایی در بی رحمی و خشن بودن در مقابل دشمنان است.

 

مافیای مکزیکی

مافیای مکزیکی از شهرت و اعتبار خاصی در زندان های ایالات متحده برخوردار است. این اتحاد را زندانیان مکزیکی در دهه 1950 میلادی و به منظور دفاع و مقابله با نگهبانان و گارد محلی بنا نهادند. تعداد اعضای باند این مافیا حدود 30 هزار نفر است.

 

مافیای ژاپنی - یاکوزا

مافیای ژاپنی یاکوزا در قرن 17 میلادی و به عنوان باند جرایم سازمان یافته فعالیت خود را شروع کرده است. از رسومات این مافیا می توان به خالکوبی تمام نقاط بدن اعضا و بریدن انگشت کوچک دست به عنوان نشان آشتی و یا معذرت خواهی اشاره نمود. اعضای این باند سازمان یافته به بیش از 100 هزار نفر می رسد. منبع درآمد اصلی این مافیا از اخاذی، واردات فیلم های پورنوگرافی، جنایت  علیه کودکان و مهاجرت های غیرقانونی است.

 

مافیا یا تریاد چینی

مافیا یل تریاد چینی از چند گروهک سازمان یافته تشکیل شده اند که اغلب درچین ، مالزی، هنگ کنگ، تایوان، سیاتل(آمریکا)، ونکوور(کانادا) و سانفرانسیسکو فعالیت دارند. فعالیت های اصلی این مافیا عبارت است از: دزدی، قتل های سفارشی، قاچاق مواد مخدر، اخاذی، دزدی دریایی، جعل پول و اسناد و غیره.

 

باندهای مواد مخدر کلمبیا

باندهای مواد مخدر کلمبیا در اصل برای کنترل تجارت مواد مخدر و همچنین گروگان گیری و ترور به وجود آمدند. اعضای این باند در کشورهای مختلفی فعالیت می کنند. در این مافیا بخش هایی وجود دارد که در زمینه های سیاست، نظامی و حقوقی فعالیت می کنند. مهمترین باندهای این مافیا به ترتیب، کارتل های "کالی"، "مدلین" و "نورت دل وال" می باشند.



مافیای سیسیل و کوزانوسترای آمریکا

مافیای سیسیل و کوزانوسترای آمریکا، نسبتا جزو گروهک های خلافکار تازه کار به شمار می آیند. این باند در نیمه دوم قرن بسیتم میلادی در کشور ایتالیا ظهور پیدا کرد. با این که این مافیا نسبت به دیگر گروهک های مافیایی تازه کار است ولی نباید توان آن را دست کم گرفت. عمده فعالیت این مافیا اخاذی، قاچاق مواد مخدر و اسلحه و همچنین دلالی در کسب و کار خلاف است. تعداد اعضای کوزانوسترا چیزی حدود 3.5 الی 4 هزار نفر است که از ایتالیایی ها و آمریکایی های ایتالیایی تبار تشکیل شده است. این مافیا به قانون سکوتشان مشهور است. قانونی که همیشه با موفقیت اجرا نمی شود.

بیشتر فعالیت های مافیایی برای پول سازی است و خانواده برای به دست آوردن پول فعالیت های زیادی را انجام می دهند این فعالیت ها می تواند اخاذی و گرفتن پول از طریق ترساندن کاسبان و مردم باشد، شرکت در تجارت های غیر قانونی در بازار های سیاه و فروش کالاهای غیر قانونی زیرا مالیاتی نمی پردازند و کنترل هم نمی شوند، معاملات مشروبات الکلی، مشارکت در قمارخانه ها، فحشا و معاملات مواد مخدر، گاهی سرقت از بانک ها و جواهر فروشی ها ، دزدی از محموله های تجاری یا فروش کالاهای مسروقه و کارهای این چنین دیگری هم به دست افراد مافیا برای بدست آوردن سود بیشتر انجام می گیرد.

ساختار فعلی مافیای جهان در واقع نمونه ای از مافیای ایتالیا به عنوان اولین گروه های مافیایی دنیا می باشد . اگر چه گروه های بزرگ جنایی سازمان یافته دیگری در دیگر قسمت های ایتالیا وجود دارند ، اما اینطور به نظر می رسد که مافیای سیسیلی منشأ اصلی دیگر سازمان های مافیا باشد .

چندین فاکتور منحصر به فرد در رشد مافیا در سیسیل موثر بوده اند . جزیره ی سیسیل در یک مکان کاملاً قابل دسترس و مهم از لحاظ استراتژیک در دریای مدیترانه قرار دارد . بنابراین سیسیل در بیشتر مواقع توسط دشمن تحت حمله قرار می گرفت ، فتح می شد و نهایتاً به اشغال در می آمد . این موجب بی اعتمادی حکومت و سیستم قانونی مرکزی شد . خانواده به جای دولت کانون زندگی در سیسیل شد . و نزاع ها توسط یک سیستم آرام می شد . در این سیستم تنبیه مقداری فراتر از محدودیت های قانونی بود.


در قرن 19 سیستم فئودالی اروپایی نهایتاً در سیسیل متلاشی شد . ( فئودال = ملوک الطوایفی ) . بدون هیچ دولت واقعی یا هیچگونه قدرت اداره کننده ، جزیره سریعاً تبدیل به یک محل کاملاً بی قانون شد . زمین داران معینی و دیگر مردان قدرتمند شروع به کسب اعتبار کردند و نهایتاً به رهبران محلی تبدیل شدند . آنها به نام capo شناخته می شدند . capo ها از قدرت خود برای باج گرفتن از کشاورزان تحت قدرت خود استفاده می کردند ( بیشتر شبیه آنچه که لردهای فئودالی قبلاً انجام می دادند ) . قدرت انها از طریق تهدید به خشونت اعمال می شد . فعالیت های جنایی آنها هرگز گزارش نمی شد ( حتی توسط قربانیان ) . چون آنها از انتقام جویی رهبران محلی می ترسیدند و این آغاز مافیای سیسیلی بود . در اوایل قرن بیستم ، جنایت سازمان یافته آن قدر در زندگی سیسیلی ها نفوذ کرده بود که عدم ارتباط با مافیا واقعاً غیر ممکن بود . موسولینی مافیا را با استفاده از روشهای خشن و اغلب حیوانی سرکوب کرد . اما وقتی که نیروهای آمریکایی در جنگ جهانی دوم سیسیل را اشغال کردند ، آنها بیشتر جنایتکاران دستگیر شده را با زندانیان سیاسی اشتباه گرفتند و نه تنها آنها را آزاد کردند ، بلکه حتی آنها را شهردار و رئیس پلیس کردند . خیلی زود ، مافیا قدرت فوق العاده ای بر حزب دموکرات مسیحی ایتالیا پیدا کرد . (واقعا امریکا هر وقت هم بخواهد کار خوب بکند انگار نمی شود)

در سالهای پس از جنگ ، خانواده های مختلف سیسیلی که رقیب هم بودند ، فهمیدند جنگ دائمی آنها با همدیگر ، برای آنها هزینه بر است .آنها آتش بس کردند و گروهی به نام capola تشکیل دادند که بر عملیات های کل خانواده نظارت می کرد و بر همه ی اقدامات و قتل های بزرگ نظارت داشت . سیستم مشابه این هم توسط خانواده های آمریکا در دهه ی 1950 پیاده شد . در حالی که این کمیته ها موفق به خاموش کردن آتش جنگ های گانگستری شد ، در حین حال موجب آسیب پذیری روسای خانواده ها از لحاظ پیگرد قانونی گردید چرا که با وجود capola در یک محل ، روسا شخصاً قتل ها را تایید می کردند . جنگ بر علیه مافیای سیسیلی در سالهای دهه ی 1980 در اولویت اول قرار گرفت . دو هیئت بلند مرتبه ی دولتی که به مافیا آسیب های زیادی وارد کرده بودند ، در بمب گذاری کشته شدند . عموم مردم ناراحت شده بودند و دولت سرانجام به این عملیات که کوشش زنانه نامیده می شد ، پاسخ داد . بیش از 400 عضو مافیا را در یک دستگیری ویژه دستگیر کردند . سلول های بزرگی در پشت دادگاه از مدعی علیه ها نگهداری می کرد . آنها اغلب شاکیان را می ترساندند و تهدید می کردند . سرانجام 338 نفر ، گناهکار شناخته شدند . اما این کار برای خرد کردن مافیای سیسیلی کافی نبود . در سال 1992 دولت ایتالیا 7000 نیروی نظامی را به سیسیل فرستاد . آنها تا سال 1998 جزیره را در اشغال داشتند . مافیای سیسیل امروزه همچنان وجود دارد و همچنان فعال است . اما ساکت تر از گذشته است و خشونت کمتری به کار می برد .

از سال 1800 ، مافیای سیسیلی و دیگر مافیاها ، شروع به مهاجرت به آمریکا کردند . اما موج عظیم مافیا ، در قرن 20 به سواحل آمریکا رسید . در حالی که بخش عظیمی از آنها تلاش داشتند تا از راه قانونی زندگی جدیدی برای خود بسازند ، برخی از آنها روشهای خود را از سیسیل با خود آورده بودند .

اولین حادثه ی بزرگ مافیا در سال های دهه ی 1890 در نیواورلئان اتفاق افتاد . یکی از خانواده های مافیای سیسیلی توسط یک رئیس پلیس محلی تحت فشار قرار گرفته بود که آن پلیس پس از آن کشته شد . وقتی که جنایکاران محاکمه شدند ، آنها چند شاهد را تطمیع کردند و با استفاده از آنها تبرئه شدند . جریان ضد ایتالیایی جوانه زد و یک آدم کش محض به زندان رفت . او 16 مرد را با گلوله یا طناب دار کشت . خانواده های مافیا در سراسر ایالات در اوایل نیمه ی اول قرن بیستم ، پخش شدند . آنها از شهر نیویورک سرچشمه می گرفتند ، جایی که پنج خانواده برای کنترل شهر ، تلاش و رقابت داشتند . دوران معروف ممنوعیت الکل پول زیادی را به صندوق های مافیا سرازیر کرد ، چرا که آنها الکل غیر قانونی را به محل های فروش غیر قانونی الکل در کشور می فروختند . قدرت آنها طی این دوره به شدت رشد کرد و جنگ بین خانواده ها بالا گرفت . یک همه گیری از خشونت مافیا در اوایل دهه ی 1930 وجود داشت . روسا و معاونان آنها به طور دائم کشته می شدند و روسا خیلی کم عمر می کردند . فقط خانواده ی لوچیز در سال 1930 3 یا 4 رئیس از دست داد .



اوج قدرت گرفتن گروه‌های تبهکاری در ایالات متحده آمریکا در زمان تصویب قانون منع فروش مشروبات الکلی در سال ۱۹۲۰ اتفاق افتاد. به گفته بسیاری از سیاستمداران آمریکا این بزرگترین اشتباه دولت آن زمان آمریکا بود. تبهکاران که در آن زمان، برای تصویب این قانون لحظه شماری می‌کردند به سرعت وارد عمل شدند و با توجه به گستردگی مرزهای ایالات متحده، قاچاق و حمل و نقل غیرقانونی مشروبات الکلی از کانادا و سایر کشورهای همسایه ایالات متحده، به صورت گسترده و غیرقابل مهار آغاز شد. با اجرای این قانون گروه‌های تبهکاری به سرعت رشد کرده و ثروت و قدرت باور نکردنی را در شرق ایالات متحده بدست آورند. در شهر نیویورک که بیشتر این معاملات قاچاق انجام می‌گرفت، دو گنگستر به نامهای سالواتوره مارانزانو (رهبر خانواده بونانو) و جو ماسیرا (رهبر خانواده گنووسه و رهبر تمام رهبرها در آن سالها) اوضاع را بدست گرفتند و بر سر منافع خود با یکدیگر وارد جنگهای خونینی بین سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۳۱ شدند. بزرگترین این جنگها که جنگ (کاستلاماره) نام داشت باعث کشته و مفقود شدن بیش از دویست نفر در نیویورک و نیوجرسی شد. ریزش گسترده بزرگان مافیا که در جنگ خونین کاستلاماره در خانواده‌های مافیایی اتفاق افتاد زمینه را برای قدرت گرفتن بزرگترین مرد مافیا تا آن زمان را هموار ساخت. مردی با نام چارلز لوچیانو ملقب به خوش شانس. لوچیانو با حمایت از دن سالواتوره وارد جنگ کاستلاماره شد و مارانزانو توانست با کمک لوچیانو، ماسیرا را از گردونه قدرت خارج کند. جنگ خونین کاستلاماره در پایان با پیروزی مارانزانو خاتمه یافت (سال ۱۹۳۱) و مارانزانو در جلسه‌ای به عنوان «رهبر تمام رهبرها» انتخاب شد. قدرت مارانزانو و گروه وی در آن سالها(۱۹۲۹–۱۹۳۱)آن چنان افزایش یافت که گروه مارانزانو در میان تبهکاران نیویورک با لقب امپراطوری روم شناخته می‌شد. فردی که بیشترین سود را از این کشتارها برد کسی جز لوچیانو نبود. لوچیانو در ابتدا با از بین بردن ماسیرا وفا داری خود را در ظاهر به مارانزانو ثابت نمود ولی بعد از مدتی (چهار ماه) مارانزانو به طرز مشکوکی در دفترش به قتل رسید و چهل نفر از هواداران مارانزانو در یک شب کشته یا مفقود شدند. لوچیانو که در قتل مارانزانو دخالت داشت در سال ۱۹۳۱ بر صندلی ریاست مافیای ایالات متحده آمریکا تکیه زد. بعد از این حوادث لوچیانو در کمیسیونی که خود آن را پایه ریزی کرد، به عنوان رهبر مافیا انتخاب شد. چارلز لوچیانو با کمک دوستانی باهوش و قدرتمند مانند فرانک کاستلو، ویتو گنووسه، آلبرت آناستازیا، کارلو گامبینو، مایر لانسکی و باگزی سیگل یهودی، مافیای آمریکا را وارد مرحله جدیدی از ثروت و قدرت کرد و در سال ۱۹۳۲ سندیکای ملی جنایت کاران را به وجود آورد (شامل رهبران پنج خانواده). او پایه پنج خانواده مافیایی نیویورک را مستحکم کرد و با تشکیل کمیسیون، خود در راس این سندیکا، ریاست و رهبری را بر عهده گرفت. لوچیانو در سال ۱۹۳۶ به زندان افتاد ولی چند سال بعد به دلیل کمک به ارتش آمریکا در ورود به سیسیل ایتالیا در جنگ جهانی دوم و سرکوب ژنرال موسلینی از زندان آزاد شد. بعد از لوچیانو کبیر، فرانک کاستلو ملقب به (نخست وزیر) رهبری مافیای آمریکا را در دست گرفت. کاستلو جانشین و مشاور لوچیانو در گذشته بود. پس از کاستلو، به ترتیب ویتو گنووسه، جوزف بونانو و کارلو گامبینو رهبری مافیای امریکا (رهبری کل) را بر عهده داشتند. خانواده‌های مافیایی آمریکا هنوز هم با همان کیفیت ولی با ساختاری متفاوت حفظ شده‌اند.

امروزه کمتر کسی است که نام مافیا را در جهان نشنیده باشد و اطلاعاتی درباره آنان نداشته باشد و به لطف سینما ما امروزه بهتر می توانیم درک درستی از بزرگترین سازمان های جنایتکار جهان داشته باشیم و بدانیم که آنان چه می کنند.

 


قصد دارم قبل از بررسی محتوا به لوگو داستان اشاره کنم ! مثل این که سایه ی فیلم پدر خوانده کماکان بر دنیای تصویر حکمرانی میکنه و حتی هنوز هم این انیمه از لوگوی فیلم الهام گرفته و لوگوی داستان خودشو طراحی کرده !

به طور کلی داستان های الگو برداری شده در نهایت در بهترین حالت جز نوستالژیک و یادآوری نخواهند بود ! جدا از کپی های بسیار زیاد این انیمه از فیلم پدرخوانده قصد دارم به موضوع کشت و کشتار داخل انیمه اشاره کنم !

متاسفانه در این اثر ما نه تنها شاهد کشتن هستیم بلکه شاهد کشتن بدون احساس گناهیم ! احساس گناهی که شاید هر کسی در اولین بار ارتکاب قتل داشته باشه رو ما در انیمه نداریم و میبینیم شخصیت اصلی داستان اولین قتل خودشو بدون احساس گناه انجام میده !

بی پروایی و اباهه گری در ارتکاب جرم و خوردن مشروبات از ویژگی های اصلی این انیمه هست ! حس غرور و خودخواهی که هرانسان مخالفی رو به راحتی محکوم به مرگ میکنه و ..  هنگام تماشای داستان این مطالب پررنگ ترین حس و فکر من بود ! جامعه ای که مافیا و پدر های قلابی و پدر های پولی حکم کننده هستند و برای بدست اوردن پول و قدرت دست به هر کاری می زنن !

قصد دارم بگم که این نوع اززندگی که کشور ایتالیا روزگاری به خودش دید جز یه تجربه ی پست و بد در تاریخ اون کشور نموند ! تجربه ای برآمده از ندیدن حق دیگران و خودخواهی که دقیقا رفتار کشورهای استعمار گر در اون دوران بود ! رفتاری برامده از انسان محوری و تعاریف مادی از زندگی که زندگی رو در خود و من من خلاصه کرده !

اما به واقع خشم و قدرت و خودخواهی انسان هارو تا کجا میبره ؟ و یه نفرو برای انتقام چقدر حریص می کنه ؟

مطلبی که ما در طول تاریخ بشریت با اون بارها مواجه بودیم همون حرص و طمع زیاد بوده که انسان هارو از ادم های مهربون و یا انسان دوست به ادم هایی با قلب سخت و قاتل تبدیل کرده ! و جوامع مختلف و به اشوب و مشکل کشیده !

به طور کلی عقل فصل مشترک در تمامی انسان هاست و به راحتی میتونه بیان کنه که چه تفکری چه پیامدهایی داره !

و به طور کلی این انیمه رو میشه در این موضوعات خلاصه کرد ! دقیقا الگوگرفته از فیلم معروف پدر خوانده که از نظرمن این داستان و به یه داستان تکراری تبدیل کرده !

البته میشه ساخت انیمه رو خوب دونست ! و از اونجایی که من به موسیقی و گرافیک کار اهمیت میدم میشه گفت موسیقی کاملا دوباره الگو برداری شده از فیلم پدر خوانده هست و از اونجایی که فیلم پدر خوانده موسیقی ماندگاری داشته این کار هم موسیقیش بد نیست !

برای من کاملا مشخصه که اگر میشد این انیمه رو به شکل فیلم پدرخوانده فیلم برداری کنن حتما این کارو میکردند از بس که همه چی الگو برداری شده در نتیجه داخل انیمه ما خلاقیت و از دست دادیم و جز کشت و کشتار چیزی نمیبینیم !

انیماتوری داستان به لحاظ بیان احساسات اشخاص در کارکتر ها بد نیست ! و تم طراحی گرافیکی کار رو دوست دارم.

البته این انیمه رو میشه انیمه ی خوبی دونست و اگر داستان انیمه الگو برداری نشده بود قطعا یه انیمه به این کیفیت ساخت یکی از بهترین ها می شد اما متاسفانه به علت کپی کاری این انیمه ضعیف شده  ! و البته کپی کاری رو میشه پسندید وقتی از یه منبع کپی جالب تر باشه که تا به الان اینطور نبوده این کار !

در اخر پیشنهادم به شما دیدن این انیمه هستش !

 منتقد بخش پایانی : مجید آقایی


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی