نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

وبلاگ اختصاصی مدیر سایت naghadin.ir

نقد، بررسی و تحلیل انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک

"خداوندا مبتلا به قومی شده ایم که فکر می کنند خدا جز آن ها کس دیگری را هدایت نکرده است"

در این وبلاگ نقدها، مقالات و اطلاعات مربوط به دنیای انیمه، انیمیشن، مانگا و کمیک قرار داده می شود. هدف ما آگاهی بخشی به مخاطبان این گونه آثار و همچنین تجزیه، تحلیل و بررسی فنی و تخصصی موضوعات مطرح شده است. امیدواریم دوستان از مطالب ارائه شده در این وبلاگ کمال استفاده را ببرند و با دیدی باز و آگاهی کامل به دیدن این آثار بنشینند.

با تشکر مدیریت وبلاگ
A.M Bahamir

آخرین نظرات
پیوندها

۳۳ مطلب با موضوع «آموزشکده :: نکات آموزشی» ثبت شده است

۰۵
مهر


در نقدنویسی مکانیزم نوشتن در باب فیلم که از پس درگیری شخصی منتقد با فیلم و نبرد دیالیکتیکی‌اش با دانش سینمایی و مواضع فردی‌اش حاصل می‌شود، قالب‌های نوشتاری مدیوم نقد در کلیت خود به چهار بخش تقسیم بندی می‌شود:

۱- نقدهای ژورنالیستی:
این نوع نقدها در قالب مطبوعاتی و توصیفی قرار گرفته و ببشتر به موارد سطحی فیلم و دایره‌ی اثر گذاری و نقاط ضعف و قوت اثر در لحظه و برآیند آن در کلیت می‌پردازد. نمونه‌ی این نوع نقدها در مطبوعات عمومی و بعضا تخصصی دیده می‌شود. برای نمونه در آمریکا بسیار این مدل نقد کارکرد فراگیر داشته و می‌توان ریویو نویسی فیلمها را هم جز این مدل نقدها طبقه بندی کرد.

۲- نقدهای فرمالیستی
نقد فرمالیستی گونه‌ای تخصصی و تئوریک در باب مدیوم نقد سینمایی برشمرده می‌شود که تاریخچه‌ی قدیمی‌ای دارد. این شیوه‌ی نقد از اوایل دهه‌ی بیست میلادی با تئوریسین‌هایی همچون ویکتور شوکلوفسکی، یوری تینیانوف، پیتر بوگاتیروف، بوریس آخنبام و کلینت بروکس وارد قالب نوشتاری سینما شد که تا به امروز بر ببشتر منتقدها و تئوریسین‌های سینمایی همچون لویی دلوک، هوگو مانستربرگ، آرنهایم، آندره بازن، اندرو ساریش و رابرت آرمیتاژ تاثیر گذاشته است تا اینکه تئوریسینی آمریکایی با کمک همسرش کریستین تامسون و همکارش نوئل کرول این قالب را بیشتر بسط دادند و نئوفرمالیسم را به وجود آوردند که سیطره و نقطه‌ نظر نگاه فرمیکشان به فیلمها گسترده‌تر شد.
فرمالیسم به ساختار فیلم می‌پردازد و از جز به کل می‌رسد. تئوری و دانش نظریه و شناخت درست ساختارهای سینمایی و قدرت تفکیک در این قالب برای منتقد بسیار مهم است.

۳- نقدهای سایکولوژیستی:
این نوع نقد از برداشت‌های روانکاوی فرویدی و بخصوص ژاک لاکان نشئت می‌گیرد. نقدهایی که به تفسیر و پاتولوژیست مضمون و کنش‌های درونی فیلم پرداخته و نقطه نظرش بیشتر بر روی موضوع است. ژان لویی بودری و‌ کریستین متز اولین بانیان این مدل نقد بودند و سپس شاگردان آنها اسلاوی ژیژک، لورا مالوی، پیتر وولن، جوآن کوبژک و اروین کاروینسکی این قالب را گسترده‌تر و عمیق‌تر نمودند. مباحثی همچون فمنیسم، تحلیل امر ناخودآگاه مخاطب در برخورد سببی‌اش با فیلم و بازشناسایی اثرات نمادین و ارگانیک فیلم بر هویت و شخصیت و‌ کنش‌های مخاطب از جمله عنوان‌های پاتولوژیستی این قالب از نقد بشمار می‌آید

۴- نقدهای اینترپِرتیویستی:
این نوع نقد که مبنایش بر اساس تفسیر و تاویل از مضمون و‌ محتوای فیلم است، کاملا خواستگاه توصیفی دارد. معمولا کسانی که به این شیوه در نقد ورود می‌کنند دارای پیش‌فرض‌های ابتدایی هستند. مثلا با پیشفرض فلسفی و برآیند‌گرفتن از نقطه نظر فلسفه با فیلم برخورد می‌کنند یا پیشفرض‌های اجتماعی و سیاسی و.....
فیلسوف‌ها و جامعه شناس‌هایی همچون هابرماس، مارکوزه، آلتوسر و ژان رانسیر از این شیوه در برخورد با سینما استفاده می‌کنند.
در رشته‌ی نقدنویسی آکادمیک در مراتب بالاتر که قالب نقد به صورت استاندارد و اصولی‌اش پیگیری می‌شود منتقد باید بتواند حداقل در این چهار اسلوب، در سه‌تای آن قلم فرسایی نماید.

  • A.M Bahamir
۰۲
بهمن

نوشتن درباره فیلم دارای چندین کارکرد است و به شما کمک می کند تا:

  • واکنش خود نسبت به فیلم را بهتر درک کنید.
  • دیگران را متقاعد کنید که چرا فیلمی را دوست دارید و به چه دلیلی از فیلمی خوشتان نمی آید.
  • مطلبی درباره معرفی فیلم، فیلمساز یا یک مجموعه فیلم بیان کنید که ممکن است خوانندگان شما از آن بی خبر باشند.
  • مقایسه ای میان یک فیلم و فیلم های دیگر انجام دهید و به درک بهتری از آنها برسید.
  • ارتباطی میان فیلم و دیگر حوزه های فرهنگ برقرار کنید تا از این منظر هم فرهنگ و هم سینمایی که مولود آن است را تشریح کنید.
  • A.M Bahamir
۲۱
دی

 در مورد نکات مربوط به دستور زبان فارسی، مطالعه شیوه نامه‌هایی که مورد تأیید فرهنگستان زبان و ادب فارسی است، توصیه می‌شود. در اینجا به طور خلاصه به موارد مهم‌تر در این زمینه اشاره     می کنیم.

ترتیب اجزای جمله:

درمورد ترتیب اجزای جمله بهتر است که از موارد زیر تبعیت کنیم:

  1. نهاد (فاعل یا مستندالیه) در اول جمله می‌آید.
  2. فعل در آخر هر نوع جمله می‌آید.
  3. مفعول، بی‌فاصله بعد از فاعل می‌آید.
  4. مکان مسند، بی‌فاصله قبل از فعل است.
  5. قید زمان را می‌توانیم در اول جمله یا بعد از نهاد جمله بیاوریم.
  6. سایر قیدها و متمم‌ها میان نهاد و فعل قرار دارند.

*    هنگامی که جمله با یکی از این کلمه‌ها شروع شود: اگرچه، گر چه، هر چند، هر چند که، با این که، با وجود این که، با وجود آن که، در آغاز جمله دوم، حرف ربطی لازم نیست: «اگر چه بارها گفته‌ام، ولی باز هم می‌گویم.» صحیح نیست و کلمه «ولی» باید حذف شود.

«هر چند که بارها به دیگران محبت کرده‌اید، لیکن باز هم محبت کنید.» نادرست است و کلمه «لیکن» باید حذف شود.

  • A.M Bahamir
۰۸
دی

حرکت، اساس و جوهر سینماست. سینما هنری دینامیک است و با زمان حرکت می کند در نتیجه باید دارای حرکت باشد.
فراموش نکنیم که سینما در واقع عکاسی متحرک است و مکانیسم آن بر خطای چشم انسان در درک فاصله بین تصاویر مختلف که با سرعت نرمال 24 فریم (عکس) در ثانیه در برابر چشمان او به نمایش در می آید، بنا شده است. یعنی سینما در واقع توهم حرکت را به تماشاگر منتقل می کند.
حرکت دوربین در سینما باید هدفمند باشد. کارگردان نباید دوربین را بی جهت و بدون داشتن ایده مشخصی در ذهن به حرکت دربیاورد. برخی از کارگردان ها برای مرعوب کردن تماشاگر و به رخ کشیدن توانایی های تکنیکی خود از حرکت های عجیب و غریب و سرگیجه آور دوربین در سینما استفاده می کنند که هیچ هدفی پشت آنها نیست و هیچ ایده ای را منتقل نمی کنند. سینمای امروز هالیوود و فیلم های اکشن آمریکایی پر از این گونه حرکت های سرسام آور دوربین است که تنها هدفشان مرعوب ساختن تماشاگر است. کارگردان فیلم باید تاثیرات گوناگون حرکت های مختلف دوربین در سینما را بشناسد تا بتواند به درستی از آن ها استفاده کند. این تاثیرات برخی زیبایی شناسی اند و برخی هم دراماتیک.

  • A.M Bahamir
۰۸
دی

نما ، شات ، پلان ( Shot )


نما ، کوچک ترین جزء فیلم است و برابر است با ، هر بخش از فیلم که در آن ، دوربین دوربین بدون خاموش شدن ، یک برداشت مستمر داشته است. نما را نمی توان دقیقا برابر با برداشت دانست ، زیرا هر برداشت ممکن است دستخوش تدوین شود و دقیقا آن چیزی نباشد که بر پرده ظاهر می شود.
نماها را معمولا بر اساس موارد زیر دسته بندی می کنند :


-فاصله میان دوربین و سوژه ( به ویژه شخصیت )


نمای خیلی دور ( Extreme Long Shot )
نمایی که از فاصله خیلی دور از سوژه فیلم برداری می شود و تصویری کلی از مکان رویداد ماجرا به دست دهد. چنین نمایی معمولا به عنوان نمای معرف به کار می رود.

  • A.M Bahamir
۰۸
دی

کاملاً عادی است که نسبت به شخصیت اصلی یا قهرمان های داستان خود پر اشتیاق و هیجانزده باشید. اصلاً باید این گونه باشید. آن ها مخلوقات خود شما هستند و حتی حاضرم شرط ببندم که قسمتی از وجود خودتان در آن ها به یادگار گذاشته شده است. اما وقتی به شما اصلاحاتی داده می شود، آن ها را بپذیرید. نمی خواهم مخلوق شما را از سر بدجنسی مخدوش کنم و از ارزشش کم کنم. این مسائل را می گویم چرا که این ها یک سری موضوعات بنیادی هستند که اگر می خواهید نویسنده موفقی شوید، به آن ها نیاز پیدا خواهید کرد.

  • A.M Bahamir
۰۱
دی

تعریف شخصیت(شخصیت چیست؟)

اهمیت شخصیت در داستان از هر عنصر دیگری بیشتر است؛ زیرا این شخصیت است که داستان را جلو می برد. حوادث نیز به تبع حرکت و کنش های او در داستان رخ می دهند. هر قدر شخصیت پیچیده تر باشد داستان نیز پیچیده تر می شود و هر قدر شخصیت ساده تر و منفعل تر باشد، داستان بیشتر به سطح می آید. (روزنامه ی قدس – مصطفی مستور)

شخصیت ها؛ اشخاص ساخته شده (مخلوقی) هستند که در داستان، نمایشنامه و... ظاهر می شوند. کیفیت روانی و اخلاقی آن ها نیز در عمل و آن چه می گویند و می کنند وجود دارد. (عناصر داستان، جمال میرصادقی)  بازیگر داستان را شخصیت می گویند. (عناصر داستان، جمال میرصادقی)

عامل شخصیت، محوری است که تمامیت قصه بر مدار آن می چرخد. کلیه ی عوامل دیگر، عینیت، کمال، معنا و مفهوم و حتی علت وجودی خود را از شخصیت کسب می کنند. (قصه نویسی، رضا براهنی)

  • A.M Bahamir
۳۰
آذر
  • A.M Bahamir
۱۲
آذر

به طور معمول انتظار می رود که منتقد فیلم عناصر زیر را در نقد اثر سینمایی بگنجاند. به عبارت دیگر، نقد فیلم معمولاً مشتمل بر فعالیت های زیر است:

1. پرداختن به مضمون: یعنی توضیح این که فیلم درباره چیست؟ یا چه مضمونی دارد؟

2. توجه به تکنیک های فیلم و شیوه های اجرا یا اعمال آن، مرتبط با مضمون و محتوای اثر؛

3. توجه به اندیشه کلی یا پیام فیلم؛ (ایده هایی که فیلم مطرح می کند چقدر معتبر است؟) آیا این ایده با واقعیت های امروزی جامعه مورد نظر فیلم ساز، یا واقعیت های گذشته آن جامعه، مرتبت است یا نه؟

4. چنان چه فیلم ساز دارای مجموعه آثاری است (به ویژه اگر فیلم ساز مؤلف باشد) نقد آن اثر باید با در نظر گرفتن آثار دیگرش صورت گیرد (یا مرتبط با آن ها باشد.)

به طور کلی منتقد فیلم در نقد خود به تشریح ویژگی های سمعی و بصری اثر سینمایی با توجه به ایده یا موضوع فیلم می پردازد و در بطن اثر، مواردی از قبیل حقایق دینی، اسطورهای انسانی، تاریخی، اجتماعی و... یا نمادهای محلی، ملی، یا جهانی را جست و جو و کشف می کند.

منتقد فیلم در پی شناخت تناسبات شکلی و محتوایی اثر است. او نهایتاً در نقد خود به کشف جنبه ها و کیفیات زیباشناختی فیلم نایل می آید و پس از این مرحله است که او می تواند اثر سینمایی را ارزش یابی و داوری کند.

  • A.M Bahamir
۱۲
آذر

یک نقد سازمان یافته و منضبط سینمایی، معمولاً این مراحل را طی می کند:

مرحله اول : توصیف اثر؛ در این مرحله، منتقد به طور خلاصه، شرح می دهد که فیلم درباره چیست و فیلم ساز قصد گفتن چه نکته ای را داشته است؟

مرحله دوم : تحلیل تفسیری یا توصیفی اثر؛ که شامل بررسی روابط بین عناصری است که در ساختار و شکل فیلم از طریق تکنیک ها و تمهیدات هنری به کار رفته توسط فیلم ساز (برای بیان موضوع) مؤثر واقع شده اند.

مرحله سوم : آشکارسازی مفاهیم؛ تعبیر و تفسیر مفاهیمی که در فیلم و اجرای آن به هم مربوط اند.

مرحله چهارم : قضاوت و ارزش گذاری (داوری)؛ آیا فیلم در مجموع، از لحاظ هنری (ارزش های سینمایی) اثری ضعیف است یا قوی؟ این ضعف یا قوت در چه قسمت هایی از فیلم وجود دارد و علت آن چیست؟

  • A.M Bahamir